X
تبلیغات
رایتل
کسب درآمد اینترنتی
زمان ثبت : شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1387 در ساعت 12:23 ب.ظ
نویسنده : روژین
عنوان : خوزستان، گوهری فراموش شده
معنی واژه "خوزستان":

در کتیه بیستون داریوش بزرگ، هشتمین شاه هخامنشی سرزمین های امپراتوری خویش را اینگونه بیان می کند: "این کشورهایی است که از آن من شدند به خواست اهورامزدا من شاه آنها بودم. پارس، اوج، بابل، آشور، عرب، مودرای، اهل دریا، سارد، یونان، ماد، ارمنستان، کپد و کیه، پارت، زرکا، هرایوا، خوارزم، باختر، سغد، گدارا، سک، ستگوش، رخج، مکا"

استان خوزستان کنونی در زمان باستان در بخش جنوبی و شمال غربی آن، اوج نام داشته و در بخش شمالی آن به همراه استان های چهارمهال بختیاری و کهگیلویه، انشان نام داشته، خوب است بدانید، انشان زادگاه کوروش برزگ، پنجمین شاه هخامنشی است.

واژه ایلامی "خوز"، در زبان ایلامیان باستان به معنی "نی شکر" بوده است. در درازای تاریخ البته واژه خوز معانی دیگری نیز یافته، خوزی به یکی از قوم های پارتی گفته می شده که از زمان اشکانیان در استان خوزستان زندگی می کنند و اکنون به نام های دزفولی، شوشتری، و بهبهانی شناخته می شوند.


خوزستان کجاست؟

به نقشه نگاه کنید، و به من بگویید چرا خوزستان را جنوب کشور می نامند ؟ این البته هم جای افسوس دارد، هم جای شگفتی. ما مردمی هستیم بی گانه از خویش، ما مردمی هستیم که وارث تمدن کهن و پربار ایران هستیم ولی براستی چند نفر از ما می تواند ده دقیقه در مورد مولانا یا خیام یا هر کدام از اندیشمندان ایرانی سخن بگوید؟ اسامی و ریز زندگی فوتبالیست های تمام تیم های اروپا را همه بچه های قد و نیم قد می دانند، ولی کدام یک از ما تا به حال به نقشه ایران نگاه کرده ایم؟ مگر جوهر نقش و نگار این نقشه، خون نیاگان ما نیست؟

کسانی که در امور فرهنگی دستی بر آتش دارند، دلیل این مسئله را اینگونه بیان می کنند که اگر بخواهیم از تهران به خوزستان برویم باید به سوی جنوب کشور حرکت کنیم و این چنین خوزستان به جنوبی بودن شهره شده است، و اگر پایتخت ما شیراز یا بوشهر بود (با توجه به قدرت پایتخت در شکل دهی اذهان عمومی)، خوزستان به غرب یا حتی شمالی بودن شناخته می شد ! خوب اندکی این مسئله تاثیر گذار است ولی بهانه ای برای بیگانگی ما با کشورمان نمی شود.


تاریخ خوزستان:

"زادگاه ملت" نامی است که ایرانشناسان و باستانشناسان به خوزستان داده اند، دلیل آن این است که جلگه خوزستان نخستین جایگاه زندگی آریایی های کوچ کننده به ایران بوده است، پارسیان، مادها، و پهلوی ها(پارتی ها) همه از خوزستان به سرزمین های پارس و ماد و پارت کوچ کردند.

در زمان باستان، اوج و انشان (خوزستان کنونی) سرزمین های شاهنشاهی ایلام بوده، پارس ها در کشور گشایی نخست انشان را گرفتند و پس از آن اوج را. از آثار بازمانده از تمدن ایلامی می توان به زیگورات شوش، و اشکفت سلمان در مسجدسلیمان اشاره کرد.

کمبوجیه، ششمین شاه هخامنشی، پسر کوروش بزرگ، پایتخت را از پاسارگاد به شوش که پیشتر پایتخت ایلام بود، انتقال داد، پس از آن داریوش بزرگ با کشتن گوئماتا، هشتمین شاه هخامنشی شد و دستور به ساخت کاخی در شهر پارسه داد، پس از ساخت کاخ، پایتخت سیاسی از کاخ آپادانا در شوش به پارسه(تخت جمشید) انتقال یافت و شوش پس از آن به عنوان پایتخت امور جنگ درآمد. پس از مرگ داریوش بزرگ، پسر داریوش بزرگ از سومین زنش، آتوسا (دختر کوروش بزرگ) شاه شد و دستور داد تا تندیسی که مصریان از داریوش بزرگ ساخته بودند و آن را می پرستیدند، به شوش آورده شود، این تندیس تا سه سده پس از آن به همراه نمونه مشابه آن که پارسیان ساخته بودند، جلوی درب ورودی کاخ آپادانا در شوش قرار داشت، زمانی که ارتش الکساندر مقدونی به کاخ یورش می آورند و آن را به آتش می کشند، احتمالاً تندیس پارسی به دست آنها خرد می شود و تندیس مصری را پس از خرد کردن سر و گردن آن به حال خود رها می کنند، این تندیس هم اکنون در موزه ملی ایران در تهران نگاهداری می شود. از کاخ آپادانا هم اکنون چند ستون ریخته، سنگ فرش، و شالوده دیوار ها باقی مانده و هر آنچه که امکان بردن آن بوده، هم اکنون در پاریس، لندن، نیویورک، و مسکو است.

دوازده سال از یورش الکساندر می گذرد، در شوش کاخ آپادانا و کاخ اردشیر دوم هخامنشی ویران شده، پارسه در آتش سوخته و تمامی مراکز اداری بین شوش تا مرو دشت کنونی نابود شده، الکساندر در جایی نزدیک به شوش به مرگ ناگهانی می میرد و بزرگ ترین امپراتوری جهان با ده ها میلیون نفر جمعیت، از جنوب هند تا شرق لیبی بدون حاکم مانده، پس از ماجراهای فراوان، پارت ها قدرت را دست می گیرند. در زمان پارت ها نیز شوش اهمیت فراوانی پیدا می کند، تندیس مسی شاهزاده پارتی که در موزه ملی ایران در تهران است یکی از ده
ها نشانه پارتی ها است که در خوزستان یافت شده، و باز هم افسوس که بیشتر این میراث در کشور های اروپایی و امریکا است.

امپراتوری پارتی نیز پس از کشمکش های فراوان به دست اردشیر، پسر پاپگ، از نوادگان ساسان موبد پرستشگاه آناهیتا، سرنگون می شود و دوباره یک امپراتوری پارسی پدید می آید، پایتخت این امپراتوری در تیسفون در جنوب شهر بغداد کنونی بوده، خوب است بدانید واژه بغداد یک واژه پارسی است به معنای "داده شده از سوی خدا"، در زمان ساسانیان، خوزستان اهمیت بسیاری پیدا می کند، شهر تاریانا، به دست هرمز آباد می شود و هرمزاردشیر خوانده می شود، در شوشتر که از آن زمان تا پایان قاجاریه، مرکز استان شوشان (خوزستان کنونی) بوده، نخستین آسیاب آبی جهان ساخته می شود، این کارگاه آسیاب ها بزرگترین آسیاب آبی جهان نام گرفته است و هم اکنون هم بسیاری از آن باقی مانده است. شهر دژپل (دزفول کنونی) و شوشتر به صورت دژ های ساخته شده بودند تا در زمان یورش رومیان بتوانند مقاوت کنند، شهر شوشتر از این رو به ونیز ایران شهره است، زیرا تمامی شهر بر روی کانال های آب ساخته شده، این کانال های آب هم برای انتقال آب کشاورزی و هم برای دسترسی به آب در زمان جنگ کاربرد داشته اند، هم اکنون چندین سد، پل، و آسیاب در شهر های شوشتر، دزفول، لالی، مسجدسلیمان و اندکی هم در اهواز، از زمان ساسانیان به جای مانده است، پل شادروان در دزفول یکی از بهترین نمونه های پل های ساسانی است. پس از یورش اعراب به ایران و شکست ساسانیان و ویران شدن شهرها، بسیار ی از ساختمان ها نابود شدند و تنها نامی از آنها باقی مانده، یکی از آنها، دانشگاه گندی شاهپور است، که باستانشناسان امریکایی چند سال پیش با دیدن هیچ چیزی که از آن در روستای شاه آباد دزفول باقی مانده بود، می خواستند خون گریه کنند. این نخستین شهر دانشگاهی جهان در شمال هرمزاردشیر( اهواز کنونی) ساخته شده بود، و نخستین دانشگاه پزشکی جهان را نیز در خود جای داده بود، در این دانشگاه افزون بر پزشکی امروزی، دانش های دیگری مانند ستاره شناسی، ریاضیات، و فیزیک نیز درس داده می شد.

در زمانی که اعراب شوش را برای دومین بار در تاریخ با خاک یکسان کردند (پیش از آن، شوش یک بار در زمان ایلامیان به خاک یکسان شد)، آرامگاهی را یافتند که جسدی مومیایی شده در آن بود، پس از آنکه از هوویت جسد آگاهی یافتند، از بزرگان خود کسب تکلیف کردند و جسد را خاکسپاری کردند، این جسد، پیکر پیامبر گرامی یهود، دانیال بود، حضرت دانیال در راه خود به سرزمین اورشلیم در شهر شوش می میرد و جسدش نیز از آن زمان به صورت مومیایی در آنجا نگاه داشته می شد، هم اکنون این آرامگاه یکی از پر رفت و آمد ترین مکان های مذهبی در خوزستان به شمار می آید و اهمیت بسیار زیادی نیز در بین یهودیان دارد.

آنان که تاریخ یورش اعراب به ایران را خوانده اند، بی شک با یعقوب لیث نیز آشنایی دارند، یعقوب لیث دلیر مردی بود که با گذشتن از جان خودش دست اعراب را از ایران کوتاه کرد، یعقوب لیث در آخرین جنگ با اعراب تا بغداد پیشروی کرد ولی به دلیل بیماری قولنج توان ادامه کار را از دست داد و عقب نشینی کرد و زمانی که در دزفول بود درگذشت. تندیسی با شکوه از این مرد دلیر هم اکنون در شهر دزفول وجود داره، پل شادروان و آرامگاه یعقوب لیث دو نماد تاریخی شهر دزفول هستند.

هشت سده پس از یورش اعراب به ایران، یک یورش دیگر هم رخ داد که در آن اعراب قوم مشعشعی به زور در شهر های جنوب خوزستان ساکن شدند و از آن روز تا امروز با سیاست ازدیاد جمعیت تلاش می کنند به آرزو های خودشون برسند.

بی کفایتی و بی خردی ترک های قاجاری البته زمینه سوء استفاده بسیاری را برای آنها به وجود آورد ، که تمام اینها با درایت و سیاست مردی که از مهتری به مقام شاهی رسید خنثی شد و با هشت سال دلاور مردی شیران این سرزمین برای همیشه به لیست آرزو های دست نیافتنی اعراب افزوده شد.

هم اکنون خوزستان تلاش می کند تا به سرعت ویرانی های جنگ تحمیلی را جبران کند و دوباره مانند سی سال پیش به دومین استان کشور در زمینه های علمی، فرهنگی، و ورزشی تبدیل شود.

در سال آینده، جشن 100 سالگی کندن چاه نفت در خاورمیانه، در شهر مسجدسلیمان برگذار می شود. یک سده پیش، دومین چاه نفت جهان پس از تکزاس در شهر مسجدسلیمان کنده شد و از آن زمان تا کنون تمام بار اقتصاد ایران بر دوش منابع نفت و گاز است. خوب است بدانید که پارسیان در زمان باستان نفتی را که به سطح زمین می آمده برای روشنایی و همچنین ساخت تیرهای آتشین به کار می بردند، واژه "نفتا" یک واژه پارسی باستان است. امروزه البته نفت هایی که به سطح زمین می رسند مشکلات زیادی را برای مردم مسجدسلیمان به بار آورده، در طرحی قرار بوده که بخش هایی از شهر مسجدسلیمان که این مشکل را دارند، جا به جا شوند، ولی تا به امروز که این طرح اجرا نشده و طرح شهر تازه پارسوماش بی هیچ پیشرفتی متوقف شده است.

بیش از 98% نفت و درصد بالایی از گاز در خوزستان قرار دارد. یک سوم برق کشور نیز در خوزستان تولید می شود، و نزدیک به نیمی از آب های سطحی کشور در خوزستان جریان دارد که سبب شده خوزستان مکانی برای ساخت پروژه های بزرگ سد سازی مانند کارون 3 باشد، خوزستان همچنین تولید کننده درصد بالایی از شکر، محصولات باغی، غله، و فراورده های دریایی ایران نیز هست. همه این عوامل در کنار هم سبب شده تا کارشناسان اقتصادی، آینده ای درخشان برای استان خوزستان متصور شوند و آن را با شانگهای چین و یا تکزاس امریکا که قلب های اقتصادی این دو کشور هستند، مقایسه کنند.

ساخت منظقه آزاد تجاری اروند، گسترش طرح نیشکر، ساخت بزرگترین کارخانه فولاد خاورمیانه در خرمشهر، ساخت دومین نیروگاه برق هسته ای کشور در اهواز، معافیت ده ساله مالیاتی برای سرمایه گذارای در خوزستان، از جمله پروژه هایی هستند که در آینده نچندان دور سبب کاهش نرخ بیکاری و افزایش سطح رفاه می شوند، امیدواریم پس از به سرانجام رسیدن این پروژه ها، شهر های بزرگ استان خوزستان به جای اینکه سکوی پرتابی باشند برای کوچ کردن به شهر های بزرگتر، تبدیل به مکانی مناسب برای رشد، پیشرفت شوند.

در نوروز سال 84، استان خوزستان با میزبانی از پنج میلیون گردشگر نوروزی، مقام نخست را در این زمینه به خود اختصاص داد، هر چند اقدامات تنفر انگیز تروریستی سال پیش که به کشته شدن 30 تن و زخمی شدن نزدیک به 300 تن انجامید سبب می شود برخی گردشگران در سفر به خوزستان اندکی دو دل شوند، ولی گمان می رود امسال نیز شمار قابل توجهی از هم میهنان به استان خوزستان مسافرت کنند و از جاذبه های طبیعی، تاریخی، و مذهبی خوزستان لذت ببرند.

راه های استان:

می توانید از قطار سراسری تهران-خرمشهر، جاده شهرکرد-مسجدسلیمان، جاده خرم آباد-اندیمشک، جاده ایلام-اندیمشک، جاده گناوه-بهبهان، فرودگاه اهواز،و فرودگاه آبادان به خوزستان بیاید. در شهر اهواز دو ایستگاه قطار وجود دارد، یکی ایستگاه مرکزی که در خط سراسری قرار دارد و چند سالی است که مدیریت راه آهن از خرمشهر به آنجا منتقل شده، و یکی دیگر ایستگاه کارون است، که مربوط خط درون استانی اهواز-ماهشهر است، افزون بر این به جز خط سراسری تهران-خرمشهر، یک خط درون استانی اهواز-خرمشهر هم وجود دارد، که با توجه به چسبیده بودن شهرهای آبادان و خرمشهر می توانید برای رفتن به آبادان نیز از این خط استفاده کنید.

اماکن دیدنی:

در آبادان می توانید مسجد رنگونی ها را ببینید، مسجدی که هندی ها با معماری خودشان ساخته اند و به تازگی توسط سازمان میراث فرهنگی بازسازی شده، پالایشگاه آبادان نیز زمانی بزرگترین پالایشگاه نفت جهان بوده و برای کسانی که اجازه داخل شدن دارند جای دیدنی است، سینما ها و هتل های آبادان که شمارشان از سینما ها و هتل های اهواز بیشتر است، کلیسای مسیحیان آبادان، بازار ته لنجی ها، از جمله جاهای هستند که می توانید از دیدنشان لذت ببرید.

در اهواز، می توانید هیچ کاری نکنید، اهواز چیزی برای دیدن ندارد واقعاً، ساختمان دانشگاه ادبیات، پل سپید، میدان چهار شیر، تنها چیزهایی هستند که می توانید ببینید و اندکی لذت ببرید، از فست فود های اهواز نمی توانید صرف نظر کنید، تمام کیانپارس پر است از فست فود، اگر چایخانه و رستوران سنتی خواستید هم در کیانپارس هست و هم در میدان راه آهن، تاکسی هم انواع بی سیم آن فراوان است ولی چون تبلیغ می شود نمی توان شماره آنها را اینجا نوشت. هتل و کافی نت هم در ستاره ها و اندازه های گوناگون وجود دارد، هتل پارس بهترین هتل اهواز است که چهار ستاره است، امیدواریم هتل 36 طبقه پنج ستاره ای که میراث فرهنگی قول آن را داده هر چه زودتر ساخته شود، پس از هتل پارس، هتل های اوکسین ( نام یونانی خوزستان)، و نادری هتل های خوبی هستند.

در مورد شوشتر، شوش، و دزفول به اندازه کافی توضیح داده شد. البته در شوش تپه آکروپل و تپه پیشه وران، همچنین قلعه فرانسوی ها و موزه شوش و همچنین موزه هفت تپه نیز می توانند بسیار دیدنی باشند.

در مسجدسلیمان می توانید دومین چاه نفت جهان را ملاقات کنید و به خرابه های آتشکده بردنشانده سری بزنید و افسوس بخورید که چرا آن همه چیزی که از این آتشکده یافت شد هم اکنون در پاریس و نیویورک است، به سنگ نگاری های ایلامی در اشکفت سلمان می توانید سر بزنید، و همچنین اگر نابود نشده باشد یک سد هخامنشی از زمان داریوش بزرگ نیز در مسجدسلیمان وجود دارد.

در رامهرمز یک قبرستان وجود دارد که می گویند آخرین هرمز ساسانی در آن به خاک سپرده شده، در نزدیکی رامهرمز شهر رامشیر وجود دارد که آثار نچندان شناخته شده باستانی در آن است، چند سالی است که گروه های باستانشناسی به رامشیر می روند و می آیند و کسی هم چیزی بروز نمی دهد که چه یافتند، ولی تازگی ها گفته اند آثار زندگی در 8000 سال پیش را در آنجا یافته اند، اگر شاهنامه خوانده باشید، نام سمنگان را شنیده اید، سمنگان نام قدیمی رامهرمز است، اهالی رامهرمز لر هستند ولی در سالهای اخیر عرب ها به سرعت دارند جمعیتشان را در رامهرمز زیاد می کنند. اگر ترک هستید می توانید به هفتگل بروید و با هر کسی خواستید ترکی حرف بزنید، هفتگلی ها ترک های افشاری هستند، هفتگل یکی از بخش های رامهرمز و گاهی هم مسجدسلیمان است و تلاش دارد شهر بشود.

از رامهرمز که به پایین بروید، به بهبهان می رسید، شهری که در زمان باستان ارژان نام داشته، نزدیکی بهبهان می توانید آثاری از ارژان و همچنین شهرهای ایلامی دیگری بیابید، ولی به دلیل ناکارآمدی سازمان میراث فرهنگی، خودتان می بایست بگردید و این آثار را پیدا کنید.

شهر بندرامام خمینی ، که میان اهالی به بندر شاهپور هم خوانده می شود، در زمان هخامنشیان بخشی مهم از ناوگان دریایی ارتش داریوش بزرگ و شاهان پس از وی بوده است، این شهر به همراه سربندر، ماهشهر، و هندیجان چند شهر نزدیک به هم و بندری هستند و چیز جالبی برای دیدن ندارند، البته منطقه ویژه پتروشیمی می تواند برای کسانی که شغلی در این رابطه باشد بسیار جالب باشد.

بین ماهشهر و اهواز، شهری هست به نام شادگان، در شادگان مهمترین تالاب ایران، یعنی تالاب بین المللی شادگان قرار دارد، ولی باز هم به دلیل ناکارآمدی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، نمی توانید بهره ای از این تالاب ببرید، در نزدیکی شادگان جایی است که اکنون به آن خور دورق می گویند، نام اصلی آن دارا ارگ (ارگ داریوش) است، که جز همان جاهایی است که اکنون تنها نامی از آنها باقی مانده. از شادگان که به سوی اهواز و سوسنگرد، و یا خرمشهر و آبادان بروید هر چه می بینید میدان نبرد تن در برابر گلوله بوده، جایی که شیران ایران زمین برای ذره ذره خاک آن خون دادند و حتی یک وجب از خاک میهن را به بیگانه تسلیم نکردند، چه آن بمب شیمیایی که بر سرشان آمد و چه آن مین هایی که به چنگ آوردشان، هیچ کدام این شیران را از پای در نیاورد.


اگر در مورد جاهای دیدنی خوزستان حتی ده کتاب هم نوشته بشود کم است و باز هم می توان نوشت.

شماره تلفن برخی هتل های استان:

مسجدسلیمان، هتل مهمانسرا: 3333224 , 3333985 0681
ماهشهر، هتل آزادای: 2336990-0652
آبادان، هتل پارسیان: 0612-3330060
آبادان، هتل کاروانسرا: 0612-3334002
خرمشهر، هتل سبز: 0632-4243501
اهواز، هتل پارس: 0611-2222091
اهواز، هتل اوکسین: 0611-4474720
دزفول، هتل مهمانسرا: 0641-2261100
اندیمشک، هتل رستم: 0642-4241818
اندیمشک، هتل اندیمشک: 0642-4240990

ترکیب قومی شهرهای استان:
لر و بختیاری (مسجدسلیمان، اندیمشک، لالی، شوش، اهواز، رامهرمز، امیدیه، ماهشهر، آبادان)
عرب (سوسنگرد، شادگان، اهواز، خرمشهر، آبادان)
ترک (هفتگل، امیدیه)
شوشتری ها ، دزفولی ها ، و بهبهانی ها ، هر کدام لهجه و مراسم خاص خود را دارند ولی در کل از بومی های استان هستند که ریشه پارتی دارند. تقریبا در تمام شهرهای استان
هستند، ولی به غیر از شهرهای خود، بیشتر آنها در اهواز زندگی می کنند.

آب و هوا:
سرد کوهستانی (مسجدسلیمان، ایذه، اندیمشک)
معتدل (دزفول، شوشتر، شوش، رامهرمز)
گرم ( اهواز، سوسنگرد، آبادان، خرمشهر، امیدیه، شادگان)

شهرهای بزرگ:
اهواز، یک میلیون و ششصد هزار نفر جمعیت
دزفول، پانصد هزار نفر جمعیت
آبادان، چهارصد هزار نفر جمعیت